نمایش مطالب با این برچسب: بیلند
یکشنبه, 16 مرداد 1390 ساعت 06:40

شهید عباس وفايي

شهيد بزرگوار:   عباس وفايي
آغاز: 5/7/1341 ، روستاي بيلند ،گناباد
پروا ز: 16/7/1366 ، سومار   



عباس وفايي فرزند رضا ، در پنجم مهرماه سال 1341 ، در خانواده اي متدين ومذهبي در روستاي بيلند، از توابع شهرستان گناباد ، متولد شد. (1) سه ساله بود كه پدرش را از دست داد، در همان زمان دچار بيماري سختي شد ، كه با نذر ونياز بهبود يافت. در محيط پاك وساده روستا بزرگ شد ،براي امرار معاش در كوره آجر پزي مشغول به كار شده بود.(2)
به نماز اول وقت بسيار اهميت مي‌داد ودر نمازهاي جمعه شركت مي‌كرد . در مقابل رفتارهاي غير منطقي وعقايد انحرافي به شدت برخورد مي‌كرد و در برابر حرف ناحق و ناسزا عصباني مي‌شد. از لحاظ اخلاق و ايمان و معرفت مورد علاقه مردم و بسيار متواضع و سر به زير  و در برابر مشكلات صبور بود. و به خدا توكل مي‌كرد.  
آرزو داشت اسلام بر كفر پيروز شود و به زيارت امام حسين(ع) برود.
عباس در دوران قبل از پيروزي انقلاب ، محصل بود. در تظاهرات شركت مي‌كرد و عكسهاي امام را پخش مي‌نمود . بعد از پيروزي انقلاب ، در بسيج ، پايگاه و جهاد شركت داشت .(3) به امام و ولايت فقيه خيلي علاقه داشت. در پايگاه به اعضاي پايگاه  قرآن آموزش مي‌داد ، مداحي و نقاشي مي‌كرد و در اوقات بيكاري مطالعه مي‌كرد.
او چون بسيجي بود وهم كارمند جهاد سازندگي ، رفتن به جبهه را  وظيفه خود مي‌دانست . در جهاد گناباد راننده پايه دوم بود و از طرف جهاد ، در سن 21 سالگي به جبهه اعزام شد ، در جبهه انبارداري مي‌كرد وعلاوه برآن درستادپشتيباني،مشغول به خدمت بود (4)
رفتن به جبهه تغيير وتحول خاصي دراوايجادكرد.به طوري كه نمازشب وذكر و دعا را فراموش نمي‌كرد.همسرش حامله بود كه براي دومين بار به جبهه اعزام شد.و سرانجام در شانزدهمين روز از ماه مهر  1366،در سن25 سالگي،درمنطقه سومار،شيميايي شد و به فيض شهادت نايل آمد.پيكر پاكش را درگلزارشهداي روستاي بيلند به خاك سپردند.(5)

1.فرم اطلاعات آماري وشناشنامه اي شهيد     *    2.داوري،حبيبه،سرگذشت پژوهي،ص3     
 3.وفايي، صاحب، سرگذشت پژوهي، ص17 * 4.فرم اطلاعات آماري وشناشنامه اي  شهيد، برگه دوم     *   5.همان
 
شنبه, 15 مرداد 1390 ساعت 11:09

شهید حاج حسين مؤدب

شهيد بزرگوار:   حاج حسين مؤدب
آغاز:   13/6/1298 ، روستاي بيلند گناباد
پرواز:  9/5/1366 ، مكه مكرمه



شهيد حاج حسين مؤدب –فرزند حسن وخيرالنساء-در شهريور ماه سال 1298 در روستاي بيلند از توابع گناباد متولد شد. حسين فقط ازطريق مكتب خانه قرآن خواندن را فرا گرفت وي به دليل نبود مدرسه در آنزمان ،تحصيل نكرد وبه حرفه دامپروري وكشاورزي روي آورد.
او نسبت به حلال و حرام و انتخاب دوست خوب وبا ايمان بسيار مقيد وحساس بود درصورت به وجود آمدن اختلاف خانوادگي ميان دوستان ويا اقوام مطابق با اصول اسلامي و ميانجيگري ، ابتدا راهنمايي و سپس مشكلات آنان را حل مي‌كرد مؤذن مسجد محل و مخصوصاً درماه مبارك رمضان حتي در پشت بام‌ها  اذان مي‌گفت .
مطيع امر رهبري وتنها نگذاشتن حضرت امام (ره) رعايت حجاب از جمله توصيه‌هاي شهيد به خانواده و دوستانش بود. در زمان انقلاب در تظاهرات شركت و نوارهاي سخنراني حضرت امام را بين مردم پخش مي‌كرد .
با شروع جنگ تحميلي،با عضويت در جهاد سازندگي از طريق اين نهاد به جبهه اعزام شد  (1) درپشت جبهه در فرستادن آب و مواد غذايي به رزمندگان اسلام مدد مي‌رساند .
حاج حسين در دومين سفر معنوي خود به مكه مكرمه در روز برائت از مشركين ششم ذيحجه 1407 (برابر با 9/5/1366)بر اثر فشار زياد بر قفسه سينه و شكستن دنده‌ها (2)دعوت حق را لبيك گفت و در جوار ايزد منان جاي گرفت.
پيكر مطهرش پس از تشييع و قرباني كردن گوسفند در گلزار شهداي زادگاهش به خاك سپرده شد .  
حاج حسين متأهل بود و 5  فرزند از خود به يادگار گذاشت.

1. آخرتي،حسين،سرگذشت پژوهي ص6    *   2.  مؤدب،فاطمه، سرگذشت پژوهي ص2
 
چهارشنبه, 12 مرداد 1390 ساعت 15:41

شهید رمضان قاليبافان

شهيد بزرگوار:   رمضان قاليبافان
آغاز:   17/1/1351 ، روستاي بيلند، گناباد
پرواز:   15/1/1367 ، گاما ، سليمانيه



شهيد رمضان قاليبافان - فرزند محمد رضا و خديجه – در يكي از روزهاي بهاري سال 51 (مصادف با شب شهادت حضرت علي (ع) )در روستاي بيلند از توابع  شهرستان گناباد به دنيا آمد
دوران متوسطه را تا سال سوم در دبيرستان شهيد بهشتي در رشته ی تجربي سپري نمود سپس به دليل علاقه فراوان به جبهه و دفاع از ميهن اسلامي درس را رها كرد و رهسپار جبهه شد .
كودكي آرام ، ساكت و مظلوم بود اما در حين حال بسيار كوشا و فعال بود.
در دوران تحصيل هميشه جزو دانش آموزان ممتاز بود . به ائمه‌ي معصومين خصوصاً امام رضا (ع) و امام علي (ع) علاقه خاصي داشت . به نماز اول وقت بسيار اهميت مي‌داد از دروغ و درغگو بسيار بدش مي‌آمد در مقابل مشكلات صبور بود و همواره خنده بر لب مي‌داشت با وجود سن كم به همراه خانواده اش در راهپيمايي‌هاي دوران انقلاب حضور پيدا مي‌كرد .
از اعضاي فعال نيروي مقاومت بسيج بود و از همين طريق هم به عنوان بسيجي داوطلب راهي جبهه‌هاي حق عليه باطل گرديد وي در بحث تداركات شروع به فعاليت نمود .
شهيد قاليبافان سرانجام در منطقه ی گاما سليمانيه در 25/1/1367 بر اثر اصابت تركش به سربه آرزوي ديرينه اش شهادت رسيد . پيكر مطهرش پس از تشيع در بهشت قاسم گناباد به خاك سپره شد .  
 
سه شنبه, 11 مرداد 1390 ساعت 15:28

شهيد علي اكبر غفوري

شهيد بزرگوار:   علي اكبر غفوري
آغاز:  7/7/1336 ، روستاي بيلند گناباد
پرواز:   17/11/1359 ، شهر نقده ، اروميه



شهيد علي اكبر غفوري-فرزند محمد و خديجه-در مهر ماه سال 1336 در روستاي بيلند از توابع شهرستان گناباد در خانواده اي كشاورز و متدين بدنيا آمد.
در سن 8 سالگي وارد دبستان ضيايي بيلندشد و تا سال چهارم ابتدايي تحصيل نمود(1) و به دليل مشكلات اقتصادي حرفه بنايي را پيشه خود ساخت .علي اكبر فردي اجتماعي، مهربان و خوش اخلاق بود. معتقد به ولايت فقيه و پيروي از ايشان را سر لوحه كار خويش قرار داده بود.
بعد از اتمام دوره آموزش سربازي در بيرجند، در ارتش خدمت نمود. بعد از پايان دو سال سربازي از طريق ژاندارمري به مأموريت‌هايي در مناطق غرب كشور، اعزام  شد.(2)
تا اينكه سر انجام در آخرين مأموريت خود در شهر نقده اروميه در 17/11/1359 بر اثر سكته قلبي در منطقه نظامي و جنگي دعوت حق را لبيك گفت و به سوي معبود پر گشود.(3) آرامگاه ابديش در گلزار شهداي بيلند مي‌باشد.


1.  غفوري،حاج محمد،پرونده فرهنگي شهيد، ص1   *  2.  همان ص 8   *  3. قاسمي،روشناوند،سرگذشت پژوهي، ص11
 
دوشنبه, 10 مرداد 1390 ساعت 08:30

شهید غلامحسين سلامت

شهيد بزرگوار:   غلامحسين سلامت 
آغاز:  5/3/1347، روستاي بيلند گناباد
پرواز: 26/6/1366 ، سومار  



غلامحسين سلامت ، فرزند حسن و سكينه ، در پنجم خرداد ماه 47 ، در روستاي بيلند از توابع شهرستان گناباد ديده به جهان گشود. (1)
تا مقطع سوم راهنمايي را در زادگاهش پشت سر گذاشت و سپس به دليل مشكلات مالي ترك تحصيل كرد و به كار صافكاري ماشين مشغول شد. (2)
غلامحسين  بسيار خوش رفتار و مؤدب  بود. وقتي ناراحت مي‌شد هيچ عكس العملي از خود نشان نمي‌داد.
در سن 18 سالگي عازم خدمت سربازي شد . سرانجام در  بيست و ششم شهريور ماه 66 در منطقه سومار بر اثر اصابت تركش به سر و پا  به درجه ی رفيع شهادت نايل آمد.  پيكر گلگونش بعد از تشييع جنازه اي با شكوه در گلزار شهداي بيلند به خاك سپرده شد.  (4)









1. فرم اطلاعات آماري شهيد *2. سلامت، محمد ، سرگذشت پژوهي ، ص1 *3 . همان ، ص2
4. فرم اطلاعات آماري شهيد 
 
دوشنبه, 10 مرداد 1390 ساعت 08:28

شهید محمود سپاهي


شهيد بزرگوار:   محمود سپاهي  
آغاز:1/2/1351 ، روستاي بيلند،گناباد
پرواز: 5/5/1371 ، جاده اهواز ، خرمشهر



محمود سپاهي ، فرزند علي اكبر و صديقه ، در هوايي بهاري در اول ارديبهشت ماه 51 در خانواده اي مذهبي و زحمتكش در روستاي بيلند از توابع شهرستان گناباد به دنيا آمد.(1)
به عنوان فردي دلسوز و مهربان معروف بود؛ و در كارهاي دسته جمعي شركت فعال داشت.(2)
او تحصيلاتش را تا كلاس پنجم ابتدايي ادامه داد؛ اما به دليل اينكه نياز بود در كارهاي كشاورزي و دامداري به پدرش كمك كند ، ترك تحصيل نمود و به كارهاي كشاورزي مشغول شد.(3)
او قبل از انقلاب به دليل كمي سن فعاليت بارزي نداشت ؛ اما بعدها در تشكيل و راه‌اندازي كلاسهاي اسلحه شناسي و آمادگي دفاعي فعاليت زيادي داشت. (4)
در سن 18 سالگي به سربازي رفت . سرانجام در تاريخ 5/5/71 در جاده اهواز – خرمشهر در حين مأموريت بر اثر تصادف و ضربه ی مغزي جام شهادت را سركشيد و به وصال معبود رسيد. پيكر پاكش را در گلزار شهداي بيلند به خاك سپردند.
راهش پر رهرو




1. فرم اطلاعات آماري شهيد   *  2. رضائيان، مسعود، سرگذشت پژوهي ، ص 65  
3. سپاهي ، علي اكبر ، سرگذشت پژوهي ، ص3 * 4. همان ، ص69    *  5. فرم اطلاعات آماري  شهيد                           
 
یکشنبه, 09 مرداد 1390 ساعت 18:51

شهید مراد علي ذوقي

شهيد بزرگوار:   مراد علي ذوقي
آغاز: 7/4/1340، روستاي بيلند گناباد
پرواز:   8/11/1365،شلمچه



شهيد مراد علي ذوقي – فرزند غلامرضا و حجيه- در تير ماه 1340 درروستاي بيلند از توابع شهرستان گناباد ديده به جهان گشود.در 6سالگي به مدت يكسال به فراگيري قرآن پرداخت.وي به دليل نبود مدرسه در روستا نتوانست درس بخواند اما قبل از دوران سربازي، دوره مقدماتي وتكميلي را در نهضت سواد آموزي به صورت شبانه گذراندوسوادخواندن ونوشتن آموخت.(1)
مدتي در كارخانه موزاييك سازي مشغول به كار شده بود.در اوقات فراغت به پدر در امور دامداري وكشاورزي كمك مي‌رساند .ويا به ورزش فوتبال مي‌پرداخت.
وي بسيار متواضع، وقت شناس، و كم‌حرف بود. از بي‌حجابي و بي‌نظمي بدش مي‌آمد و از دروغ و تهمت‌زدن به ديگران ناراحت مي‌شد .با مهرباني و عطوفت پدرانه با خانواده‌اش رفتار مي‌كرد. استقامت زيادي داشت و در برابر مشكلات به حضرت ابوالفضل (ع) متوسل مي‌شد. به دنيا علاقه‌اي نداشت اما در عوض جبهه را بسيار دوست داشت. شهادت را رسيدن به اوج خوشبختي ابدي مي‌دانست كه نصيب هر كسي نمي‌شود. خدمت سربازي را در زابل، خاش و سپس در قاين به پايان رسانيد.(2)
به خاطر عشق و علاقه به مملكت وناموس خود ،حضور در جبهه را وظيفه خود مي‌دانست .
شهيد اولين بار در سن 22 سالگي از طريق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به جبهه‌هاي حق عليه باطل اعزام گرديد .مسؤليت وي در جبهه تيربار چي وسپس فرماندهي گروهان را بر عهده گرفت.(3)
وي سرانجام در عمليات كربلاي 5 در شلمچه بر اثر اصابت تير مستقيم به قلب مجروح وپس از اعزام به تهران در بيمارستان مدرس در تاريخ 8/11/1365 دعوت حق را لبيك گفت و به آرزويش رسيد پيكر مطهرش در گلزار شهداي قنبرآباد به خاك سپرده شد.

خاطره از زبان همسر شهيد: پس از شهادت مراد علي، شبي زهرا، دختر بزرگم، خيلي مريض بود. بسيار ناراحت بودم و گريه مي‌كردم و با خود مي‌گفتم اگر پدرش بود شايد حال زهرا بهتر مي‌بود. خوابيدم. در خواب ديدم كه شوهرم دو انار به من داد. مي‌خواستم بخورم كه گفت: «اول به زهرا بده.» از خواب كه بيدار شدم، ديدم زير بالش زهرا يك انار است.

 1. كتابي بيلندي،حجيه،سرگذشت پژوهي، ص3   * 2. همان، ص 4     *   3. فرم اطلاعات آماري شهيد
 
یکشنبه, 09 مرداد 1390 ساعت 18:43

شهید مهدي دستوري

شهيد دستوري: «دعا كنيدكه خدا مرگ مرا شهادت در راهش قرار دهد.»

شهيد بزرگوار:   مهدي دستوري      
آغاز:   14/1/1339، بيلندگناباد
پرواز:  8/5/1362، مهران

مهدي دستوري فرزندحسن و ربابه،در روستاي بيلندازتوابع گناباد در چهاردهم فروردين ماه 1339در هواي بهاري ،همزمان با نيمه شعبان،تولدحضرت مهدي(عج)پا به اين دنياي خاكي نهاد.پدر و مادرش به يمن اين روز،نامش را مهدي گذاشتند او درخانواده اي عيالوار ،كشاورز و مستضعف رشدنمود.(1)
به دليل نبودن مدرسه درروستا به مدرسه نرفت ولي براي خواندن و يادگرفتن قرآن راهي مكتب خانه شد،خواندن و نوشتن را از دوستان و بچه‌هاي بسيج آموخت.(2)
اوقات فراغت خود را با بافتن قالي به همراه برادر و خواهرهاي خود مي گذراند.همچنين مدتي براي كارآموزي به فني حرفه اي شهرك بيلندرفت و درآنجا در رشته برق آموزش ديد.درفصل درو و برداشت گندم ،جو و زعفران  و دامداري و آوردن علوفه براي دامها بسيار به پدركمك مي‌نمود .سپس بنايي را تاسطح استادي فراگرفت و به اين حرفه مشغول شد.سربازي را در زاهدان گذراند.سپس ازدواج نمود و صاحب يك فرزند شدكه نامش را روح ا... نهاد.(4)ولي به دليل بيماري فوت نمود.وقتي اين خبر را  به مهدي دادند،درجواب گفت:«درجبهه هرروز چندين نفر از بچه‌هاي جبهه كشته مي‌شوندكه بچه من فداي سرآنها باد .»سپس صاحب فرزند ديگري مي‌شود و هنگامي كه همسرش ،سه ماهه حامله بود مهدي به شهادت مي‌رسد و طبق وصيتش او را حسين ناميدند.(5)
مهدي بسيار شلوغ و پرجنب و جوش و رك و راست بود.به پدر و مادر احترام زيادي مي‌گذاشت.با همكاران آنقدر صميمي بود كه دستان آنها را موقع احوالپرسي به گرمي و محكم مي‌فشرد.به ورزش پياده روي و دو علاقه داشت و درهنگام ورزش سوره والعصر و نصر را به صورت شعار مي‌خواند.(6)ارادت خاصي به ائمه ي معصومين(ع) ،مخصوصا امام حسين(ع)وامام زمان(عج)داشت.(7)نماز شبش ترك نمي‌شد.
درقبل از انقلاب درراهپيمايي‌ها شركت مي‌كرد،پس از انقلاب هم در بسيج محل فعاليت داشت .درسال 1361 به استخدام سپاه درآمد و در رزمهاي شبانه به عنوان فرمانده ي دسته،يك گروهي را تحويل مي‌گرفت و رزم شبانه وخصم شبانه  را انجام مي‌داد .گاهي بسيجي‌ها را جمع مي‌نمود و در روستا و محل هايي كه نياز به محافظت داشت،آنها را تقسيم مي‌نمود كه نگهباني دهند به دليل ديدن آموزشهاي لازم و آشنايي با اسلحه و جثه‌ي بزرگ وقد بلندي كه داشت،در مراسمات رسمي كه در مشهد برگزار مي‌شد به عنوان سرگروه نيروها درامورات نگهباني گماشته مي‌شد.(9)
با تجاوز دشمن بعثي به خاك ميهن ،روح شجاعت طلبي و دشمن ستيزي او آرام نگرفت و مصمم شد كه براي مبارزه به پا خيزد .درپشت جبهه به خانواده شهدا سر مي‌زد و از آنها تفقد مي‌نمود.دو بار به جبهه اعزام شد.
سرانجام درهشتم مرداد ماه سال 1362 درعمليات والفجر 3 در تيپ  21 امام رضا(ع)به عنوان فرمانده ي دسته بود.(10)درمنطقه مهران درحين زدن آرپي جي به تانكهاي دشمن ،گلوله اي برپيشاني مباركش بوسه زد و مهدي به آرزويش يعني شهادت دست يافت .پيكر مطهرش پس از تشييع درگناباد درگلزار شهداي بيلند در آغوش خاك  آرام گرفت.

     گزيده اي از وصيت نامه شهيد:
هدف يك مسلمان واقعي و آزاده همانا شهادت است كه به خاطر خدا وسرمشق حسين بن علي(ع) كه الگوي شجاعت و مردانگي بود الهام گرفته و دراين راه ثابت قدم باشيم ، با سلام برخانواده ام كه اميدوارم راهم را زينب گونه دنبال كنيد و راهم را همچون زينب (س) با سخنان خود براي مردم باز گو كنيد و براي مردم الگو باشيد.


1.صادقيان،ربابه،سرگذشت پژوهي،ص8  *   2..همان،ص6و7   *  3.دستوري،رمضان،سرگذشت پژوهي،ص1  4.دستوري،عذرا،سرگذشت پژوهي،ص2  *     5.صادقيان،ربابه ،سرگذشت پژوهي،ص9   
6.رضايي،علي،سرگذشت پژوهي،ص3و19و20    *   7.صادقيان،ربابه ،سرگذشت پژوهي،ص17و18
8.رضايي،علي،سرگذشت پژوهي،ص2   *   9. همان،ص22و5و11و12  *  10.همان،ص22   
 
سه شنبه, 04 مرداد 1390 ساعت 09:01

تشكيل جلسه شوراي فرهنگي اجتماعي بيلند

جلسه شوراي فرهنگي اجتماعي بيلند ديشب در محل پايگاه شهيد دستوري و با حضور رئيس سازمان تبليغات برگزار شد
منتشر شده در خبرنگاران افتخاری

گزارش کامل گناباد نور از برگزاری مراسم شهادت امام جواد الائمه(ع) در نقاط مختلف شهرستان گناباد

منتشر شده در اجتماعی