جای پای دروغ تا ....؟!
خیلی از ما آدم ها وقتی صحبت از دروغ می شود ادعا می کنیم که با این نوع از گناه رابطه ای نداشته و همه چیز را راست و درست می گوییم و به قول معروف ظاهر و باطنمان یکی است و این در حالی است که اگر کمی توجه و کنکاش کنیم می بینیم که جای پای دروغ در گوشه ای از زندگی برخی از ما افراد با شدت کمتر یا بیشتر وجود دارد.

به اعتقاد روانکاوان و روانشناسان فرآیند دروغ گویی از سن 4 تا 5 سالگی آغاز می شود، یعنی همان زمانی که کودک، نسبت به استفاده از زبان، آگاهی پیدا م کند. البته دروغ کودکان معمولا بی ضرر و صرفا به قصد رهایی از مخمصه یا رسیدن به آن چیزی است که دوست دارند داشته باشند.
اما در میان بزرگسالان، اگر دروغ های مصلحتی را کنار بگذاریم، به اشخاصی بر می خوریم که خیلی زیاد و در مسائل کوچک و بزرگ، دروغ می گویند که روانشناسان به این افراد می گویند: دروغ گوهای مرضی.
قابل توجه است که برای گفتن دروغ دلایل مختلفی وجود دارد؛ بخش اعظمی از آن ریشه در خود شخص و خودخواهی شخص دروغ گو دارد و به ندرت اتفاق می افتد که نیت این افراد خیرخواهانه باشد.
این گزارش به بررسی اجمالی بحث دروغ و بیان واقعیت هایی می پردازد که درخصوص این موضوع اتفاق می افتد.
اولین نکته در این گزارش اینکه اصلا چرا دروغ می گوییم؟ روانشناسان برخی از مهم ترین دلایلی را که باعث می شود دروغ بگوییم این گونه فهرست می کنند:
-می خواهیم از درگیری پرهیز کنیم!
-می خواهیم کسی را تخریب یا روحیه اش را تضعیف کنیم!
- می خواهیم احترام و تحسین دیگران را جلب کنیم!
- می خواهیم فعلا روی قضیه اش را بپوشانیم، به این امید که شاید بعدا اوضاع بهتر شود!
- می خواهیم به قدرت بیشتری بپردازیم!
- نمی خواهیم به اشتباهات مان اعتراف کنیم!
- نمی خواهیم باعث خشم یا صدمه ی کسی بشویم!
- نمی خواهیم احساسات کسی را جریحه دار کنیم!
- نمی خواهم با حقیقت تلخی درباره ی خودمان مواجه شویم.
همه ی این موارد دلایلی است تا یک فرد اقدام به دروغ گفتن بکند.
توسل به دروغ به جای دعا
متاسفانه امروزه باورها و اعتقادات مذهبی مردم در حال کم رنگ تر شدن است به طوری که برخی برای رفع مشکل خود یا حتی کسب درآمد به جای دعا به دروغ متوسل می شوند.
برخی دروغ گفتن را راه نزدیکتری برای رسیدن به خواسته ها و یا حل مشکلات می دانند و به تصور خود با زرنگی و گفتن دروغ در جهت رفع مشکل و یا نیاز خود حرکت می کنند.
متاسفانه رواج دروغگویی و عادت به این کار در برخی از افراد موجب سلب اطمینان و اعتماد افراد به یکدیگر شده است به طوری که می بینیم گاهی اوقات خواهر و برادر،پدر و پسر، دختر و مادر و یا حتی زن و شوهر به همدیگر اطمینان نمی کنند. اگر دقیق تر به این موضوع و عاقبت آن نگاه کنیم می بینیم که صدمات ناشی از این دروغ غیر قابل جبران و بسیار بزرگتر از مشکلی است که به خاطر آن دروغ گفته می شود.
دروغ ویروس در حال پخش
برخی دروغ را یک ویروس در حال پخش در جامعه می داند و معتقدند رویه دروغ گقتن در جامعه امروز به عنوان یک سیاست و شگرد کار درآمده است به طوری که برخی این رویه را ازاطرافیان خود تعلیم و آن را در پیش می گیرند و با سر هم کردن دروغ های پی در پی خود را در نظر اطرافیان بسیار خوب نشان می دهند.
متاسفانه اکثر افراد دروغ گو فقط به حال توجه داشته و کمتر به عاقبت دروغ فکر می کنند در حالی که گفته می شود رسوایی نتیجه قطعی همه ی دروغ هاست
رد پای دروغ در ازدواج
وارد شدن دروغ در امر ازدواج جنبه ی دیگری این موضوع است.امروزه برخی از ازدواج ها از همان ابتدا با دروغ آغاز شده وگاها این سلسه دروغ ها تا مدتها ادامه دارد.
موضوع خواستگاری یکی از این موارد است که خانواده ی داماد و یا عروس با دادن اطلاعات نادرست به یکدیگر سعی در قبول و راضی کردن همدیگر می کنند که این موضوع بیشتر مربوط به شغل و مدرک و سن دختر و پسر است.
قابل توجه است که یکی از شایع ترین دروغ ها در این امر مربوط به سالم بودن و عدم اعتیاد دامادها است که بسیار اتفاق می افتد خانواده ی عروس بعد از ازدواج از این موضوع خبر دار می شود و با وجود سوال کردن و پرسش در زمان خواستگاری باز هم در دام دروغ این گونه افراد گرفتار می شوند.
مخفی نگه داشتن برخی از عیوب دختر و پسر به خاطر سر گرفتن یک ازدواج توسط پدر و مادر دروغ بزرگی است که در گناه و بدبختی های آینده این زوج خانواد ها نیز شریک می باشند.
دروغ در بازارهای کسب و کار
دروغ درحوزه کسب و کار هم رونق خاص خود را دارد. متاسفانه به دلیل افزایش رقابت در بازارهای کسب و کار برخی از فروشندگان برای جلب مشتری از راه دروغ اجناس خود را به فروش می رسانند.
دادن اطلاعات نادرست و تعریف و تمجید های غلط در مورد اجناس توسط فروشندگان هم روش دیگر است که حلال بودن سود آوری جنس را با شک و تردید روبرو می کند.
دروغ والدین آغازی برای دروغ گویی فرزندان
گاها اتفاق می افتد که پدر و یا مادر خانواده در منزل بوده اما به کودکان خود می آموزند که به دروغ به دیگران بگویند که در منزل نیستند که این موضوع در برخی از خانواده ها به وفور دیده می شود.
جالب این جاست که همین خانوده ها به دلیل پنهان کاریها و دروغ گفتن فرزند خود، وی را تنبیه می کند و این گونه نشان می دهد که دروغ بد است لذا بسیاری از افرادی که امروز زبانشان به دروغ می چرخد به این دلیل است که از همان ابتدای کودکی به دروغ گفتن عادت کرده اند.
دروغ کلید نیکوکاری
برخی از دروغ ها نیز وجه ی مثبت به خود می گیرند و از جنبه ی بد بودن خارج می شوند.
پيامبر در مورد این گونه دروغ ها می فرمایند: دروغ برای سه چیز زیباست: درجنگ، وعده شوهر به زن، اصلاح ميان مردم.
در خصوص دومین مورد تعجب نکنید چرا که اسلام كاخ سعادت زناشويى راهميشه بر پا مىخواهد و براى حفظ اين كاخ كه خوشبختى دو تن يا بيشتر در آنمىباشد، وعده دادن دروغ را اجازه داده است. به گونه ای که شوهر اگر بتواند تقاضاى زن را انجام بدهد بهتر و اگر نتواند يا صلاح نداند، باز هم تلخى زندگى زن و شوهر را نخواسته،زن عواطفش لطيف است، نبايستى نوميد گردد پس اين دروغ براى بشر سودمند است.
لذا هر جا كه دروغى گفته شود كه منظور از آن، دفع شر و زيانى ازکسی باشد، دروغ، زيبا و پسنديده مىشود; اين دروغ كليد گناهان نخواهد بود،بلكه كليد نيكو كارى و خدمت به خلق مىباشد. البته اين گونه دروغ، وقتى زيباست كه راست گويى ممكن نباشد، در اين صورت است كه گاهى دروغ حرام، واجبمىشود و راست، حرام مىگردد.
دروغ بزرگ و كوچك
دروغ بزرگ، گناهى است كه شعاع عملش وسيع است. اين گونه دروغ را پارهاىاز مردم نادان بهتر مىپذيرند. شايد منظور هيتلر از اين كه مردم، دروغ بزرگ را ازكوچك، زودتر، باور مىكنند نيز همين باشد.
ممكن است كه اين فكر غلط به خاطر كسى برسد كه بيهوده سخن به اين درازى نيست، اگر همه آن دروغ باشد، اندکى از آن راست خواهد بود، دروغ دروغ نمىباشد;البته چيزى هست، ولى به اين اندازه كه مىگويد نيست، مثلا اگر كسى بگويد: مندانشورترين فرد هستم در صورتى كه نادان صرف باشد، شنونده بى فكر پيش خود مىگويد: بر فرض دانشورترين كس نباشد، بى گمان از دانشوران به نام وانگشت شمار خواهد بود يا كسى كه پشيزى ندارد، خود را ميلياردر معرفى كند،شنونده بگويد: اقلا ده هزار تومانى دارد.
دروغ شاخدار و دروغ بىشاخ
و اما دروغ شاخدار، دروغى است كه دروغ بودنش آشكار است و هر كسى كه بشنود،بدان پى مىبرد، چنان كه مىگويند: دروغ كه از دور مىآيد يك پايش مىلنگد. شايد منظور از اين ضرب المثل همان دروغ شاخدار باشد.
دروغ بى شاخ در برابر دروغ شاخدار است و مقصود از اين اصطلاح،دروغى است كه نهانى باشد و كمتر به دروغ بودنش پى برده شود; دروغ گووضع مخصوصى به خود بگيرد، سخنش ضمايمى داشته باشد كه شنونده نتواند، دروغش را تشخيص دهد، مگر آن كه خيلى زيرك باشد.
دروغ روزنامهاى
ناپسندى دروغ، اختصاص به زبان ندارد. دروغ گناه است خواه از زبان بيرون آيد،و خواه نوشتنى باشد.
دروغ نوشته، از جهتى از دروغ گفته، زشتتر مىباشد، زيرا دايره عملش ازنظرى وسيعتر است. دروغ گفتنى، فقط يك دم است و سپس نابود مىشود، ولىدروغ نوشتنى مىماند.
دروغ زبان، ويژه همان چند تنى است كه مىشنوند، ولى دروغ قلم به همه جامىرود و همه كس آن را مىخواند، به ويژه اگر در روزنامههاى پر تيراژ باشد.
روزنامه نگار درست گو و درست نويس، بايستى خود را از خطر پخش دروغ ونشر اكاذيب، دور نگه دارد. خبرنگاران، بايستى كوشش كنند كه خبر راست و صحيحبراى روزنامه خود بفرستند.
شايد برخى از ارباب جرايد، نخواسته باشند دروغ بگويند، ولى حقايق را با افكارخود تطبيق مىكنند و اوضاع و احوال را به ضميمه حدس خود، در نظر مىگيرند يا برنامههاى خصوصى زندگى كسى را كه مورد نظر است، پيش خود با وضع او تطبيقمىكنند، آن وقتبه طور قطعى و صريح خبر مىدهند
دروغ های حساس
ديگر از دروغهاى نوشتنى گزارشهاى دروغين به ما فوق خود مىباشد. گزارش مامور بسيار حساس است. نه تنها در سعادت يا بدبختى يكى دو فرد تاثير دارد،گاه ممكن است كه بر اثر گزارش مامور، كشورى نابود شود يا سعادتى نصيب مردمى گردد.
بازرسها، كارآگاهها، ماموران انتظامى بهطور عموم و جاسوسان مىتوانند باگزارشى كه مىدهند خود رادمردترين و یا پستفطرتترين مردم باشند.
گزارش دهنده بايد بداند كه اگر گزارش دروغين به زيان كسى بدهد، نخست خود را بدبخت كرده، سپس ما فوق خود را كه به گزارش او ترتيب اثر مىدهد سياه روزساخته و هم آن بيچاره بى گناه را به خاك سياه نشانيده است.
دروغ براى خنده
نادانهايى كه خود را خوشمزه مىنامند، و مىخواهند با لودگى و مسخرگى ومتلك گويى، جلب عواطف كنند، به وسائلى چند متشبث مىشوند: گاه ضعيفى را مورد حمله شوخى و استهزا قرار مىدهند، گاه رفتارهايى خلاف ادب و نزاكت ازخود بروز مىدهند، گاه دروغهايى جعل مىكنند كه حاضران را بخندانند. اين كارها را هر كدام از ديگرى زشتتر و ناپسندتر بايد شمرد.
دروغ براى گريه
در گذشته، دروغهايى در داستان كربلا گفته مىشد و هم اكنون از طرف دستهمخصوصى گفته مىشود، براى آن كه شنوندگان بيشتر بگريند. بدبختانه دروغهايىنيز در كتابهاى مصيبت نوشته شده است كه اصل و نسب درستى ندارد. سطح علمى بعضى از خوانندگان مصيبت هم كوتاه مىباشد و اجازه نمىدهد كه به مدارك اصلى رجوع كنند.
گاهى شاعرى تخيلات خود را به شعر در آورده و سپس اين تخيلات، سندىبراى نقل دگران شده است و گاه خود گوينده از خويش نيز ضمايمى مىافزايد.خوشبختانه در اين چند سال اخير، پارهاى از گويندگان دينى پيدا شده كه به تحقيقپرداختهاند و حقايق اصلى را براى مردم مىگويند.
راه اصلاح و جلو گيرى از اين دروغها بالا رفتن سطح فرهنگ مردم است.
دروغ ديگرى كه در نقل بعضى از مصيبتخوانها پيدا مىشود، معرفى كردنقهرمانان داستانهاى كربلاست. زينب را زنى معرفى مىكنند كه پيوسته كارش گريه وزارى بوده، در صورتى كه تاريخ بشريت تاكنون، زنى رشيدتر از زينب سراغ ندارد.قدرت نمايىهايى كه زينب در عرصه كربلا كرده، تو دهنىهايى كه در مجلسها بهابن زياد و يزيد زده، بهترين گواه سخن ماست. كودكان آنان را قهرمانان التماس معرفى مىكنند، در صورتى كه مردى را بايستى از اين كودكان ياد گرفت.
نام مقدس سيد الشهدا را با سبكى مىبرند و آن طور كه شايسته است مراسم ادب و احترام را نسبتبه اين وجود مقدس انجام نمی دهند
دروغ مجانى
و اما سياه بختترين دروغ ها، دروغی است كه بدون هدف گفته شود. یعنی فرد بدون آن كه از دروغ گويى، سودى براى خويش در نظر بگيرد، سخنی مىگويد.بسيارى از اوقات، هيچ گونه منظورى ازگفتن دروغ وجود ندارد، نه شخصى و نه اجتماعى ولى باز هم دروغ گفته می شود گويا براى او، دروغ، طبيعت ثانوىشده است.
زیان های اجتماعی دروغ
دروغ به سهم دارای زيانهاى اجتماعى، اقتصادى و روانى نیز می باشد.
به گفته ی امام على (ع) دروغ گو بر لب پرتگاه خوارى و هلاكت قرار دارد، زيرادروغ، ايمان را از قلب دروغ گو بيرون مىكند و خودش به جاى آن بر زبانش مىنشيند.
رسوايى
يكى از زيانهاى اجتماعى دروغ، رسوايى است. رسوايى هميشه در انتظار دروغگو مىباشد; رسوا شدن نزد يك نفر يا نزد چند نفر يا نزد جامعه. دروغ، پنهان نخواهد ماند و روزى بر ملا خواهد شد و دروغ گو، هر چند زيرك باشد و اطراف و جوانب را بسنجد، محال است كه دروغش كشف نشود و كشف دروغ، خود نوعی رسوايى است.
بى آبرويى
ديگر از زيانهاى اجتماعى دروغ، بى آبرويى است. دروغ که كشف شد، رسوايى او كه مكرر گرديد، بى آبرويى نصيبش مىشود.
عقلا و خردمندان، هميشه به دنبال حيثيت و آبرو مىروند. ثروتمند،ثروت خود را براى خريدن حيثيت و آبرو صرف مىكند. قدرتمند، قدرت خود رابراى رسيدن به اين موقعيت به كار مىاندازد. دانشمند، از دانش خود، براى جلب افكار عمومى، بهره بردارى مىكند و لذا محبوبترين چيزها نزد افراد عاقل، حيثيت وآبرومندى مى
بی ارزش شدن سخن
از زيانهاى اجتماعى دروغ، بى ارزش شدن سخنان دروغ گو نزد مردم است. اگربنا شد براى هر موجودى ميزان و قيمتی باشد، يكى از ميزانهايى كه براى قيمت انسان مىتوان در نظر گرفت، ارزشى است كه مردم براى سخنش قائل هستند.هر چه مقدار ارزش سخن بيشتر باشد، قيمت گوينده آن بيشتر خواهد بود و هر چهمقدار ارزش سخنش كمتر باشد، گوينده بى بهاتر خواهد بود. سخن، سرمايه انساناست و موجب امتياز او از جانوران است. مقصود از سخن، اصواتى نيست كه بهشكلكلمات بيرون مىآيد و گرنه بعضى از حيوانات هم مىتوانند تقليد كنند، بلكهمقصود، بيان معانى و مطالب عاليه و ارزشى است كه سخن بهواسطه آنها پيدا مىكند.
دروغ گو، اگر بالاترين ارزشها را براى سخنش به دست آورده باشد، همين كه بهدروغ گويى پرداخت و مردم بدان صفتش او را شناختند، ارزش سخنش نابود مىشود و باجانوران در يك رديف قرار خواهد گرفت.
سلب اعتماد
ديگر از زيانهاى اجتماعى دروغ، سلب اعتمادى است كه از ناحيه مردم، نصيبدروغ گو مىشود. اعتماد مردم، بهترين راه موفقيت است. بيشتر موانعى كه در راه وصول به هدفها پيدا مىشود، به وسيله جلب اعتماد مردم، بر طرف مىگردد.
دروغ گو، خود را از اين نعمت پر قيمت، محروم مىسازد و با پاى خويش بهسوى سياه بختى مىتازد. كسى كه مورد بى اعتمادى قرار گرفت، بايستى از جامعه كنارهگيرى كند و در گوشهاى به انتظار مرگ بنشيند، زيرا ديگر نمىتواند در آن جامعه موفقيتى به دست آورد.
بد بينى مردم
ديگر از زيانهاى اجتماعى دروغ، آن است كه دروغ گو، مورد سوء ظن و بد بينىمردم قرار مىگيرد و از آن بدترمورد تنفرنیز قرار خواهد گرفت.
همان طور كه با صفا با مردم رفتاركردن، جلب محبت مىكند، با مردم بى صفايىكردن نيز جلب سوء ظن و بد بينى و تنفر مىكند.
ذلت و خوارى
ديگر از زيانهاى اجتماعى دروغ، ذلت و خوارى است. دروغ، دروغ گو راذليل مىكند و خوار مىسازد. درست در نقطه مقابل آن چه دروغ گو مىپندارد،دروغ، ثمر مىدهد.
سخريه و استهزا
ديگر از زيانهاى اجتماعى دروغ،سخريه و استهزاست كه نصيب دروغ گومىشود. دروغ گو، همان كه به دروغ گويى شهره شد، مورد استهزاى مردم قرارمىگيرد، خواه در حضور و خواه در غياب، و پرسشهاى استهزايى از او مىشود ومىگويند: اگر حقيقت مطلب را بخواهيد، از او بپرسيد!
منبع : نامه گناباد
