آغاز: 15/1/1348 ، رهن- گناباد
پرواز: 9/11/1365 ، شلمچه
محمدیوسفی رهنی-فرزندحسن-در نوروزماه سال۴۸،درخانواده ای متدین،مذهبی وکشاورز در روستای رهن از توابع شهرستان گناباد به دنیا آمد.(۱)دوران ابتدائی را درمدرسه امام حسین(ع)واقع درزادگاهش گذراند(۲)و برای طی دوران راهنمائی روانه مدارس گنابادگردید.(۳) پدر وی به علت اینکه جزو بزرگان ومؤذنین روستای رهن بود،سعی میکرد او را ازهمان کودکی به مسجد بیاورد.او نیز بامسجد خوگرفته بود و درتمام مجالس و روضه ها همراه پدرش شرکت فعال داشت.به ائمه ی اطهار،ازجمله بزرگ بانوی اسلام،حضرت فاطمه(س)ارادت خاصی داشت.و درمراسم سوگواری امام حسین بسیارفعالیت میکرد.(۴)درکارها به امام هشتم (ع)متوسل میشد.اوکه متعهد به اسلام و ائمهی اطهار بود،با عمل به قرآن،وحدت و یکپارچگی درسایه اعتقاد و اعتماد به ولایت،پیشرفت قابل توجهی داشت.
اوقات بیکاری خودرابه مطالعه کتابهای دوران انقلاب وکتابهای مذهبی میگذراند.(۵)درکارهای کشاورزی به پدرش کمک میکرد.بسیار خوش اخلاق ،خوش رفتار،مهربان و با ایمان بود در برابر پدر و مادر و بزرگترها،بسیارخاضع و فروتن بود در برابر زورگویی دیگران به دفاع میپرداخت. هنگام پیروزی انقلاب ،سن و سال زیادی نداشت.با این وجود درتظاهرات شرکت میکرد او با انقلاب رشد کرد و زمانی که توانست خودش را بشناسد،انقلاب راشناخت.در زمان وقوع جنگ درپشت جبهه نیزفعالیت میکرد.وسایل کمکی و نان وغذا را جمع آوری میکرد و میفرستاد. چندباری به جبهه اعزام شد.درجبهه مسولیتش آرپی چی زن بود در مرتبه دوم اعزامش براثراصابت ترکش به پشت گوش ،مجروح شد،ولی بعد از مدتی استراحت ،دوباره به جبهه برگشت.(۷)سرانجام در نهم بهمن ماه سال۶۵، در منطقه ی شلمچه ،بعد از عملیات کربلای۵، درسن۱۷سالگی،براثراصابت گلوله دشمن به دست و سینهی وی به مقام رفیع شهادت نایل شد و خورشید پرفروغ وجودش خاموش وکبوتر روحش به ملکوت اعلی و به جمع کروبیان پروازکرد و به آرزوی دیرینه اش که لقاءا… بود،واصل گردید.(۸) روحش شاد
۱ .زندگی نامه شهید-پرونده سرگذشت پژوهی ، ص۱ * ۲٫میرزاده،کبری، سرگذشت پژوهی،ص۴ *
۳٫یوسفی ، عصمت،سرگذشت پژوهی،ص۱ * ۴٫همان،ص۴ * ۵٫همان،ص۲ * ۶٫همان،ص۱
۷٫همان،ص۶و۸ * ۸٫زندگی نامه شهید-پرونده سرگذشت پژوهی ، ص۲
http://shohada.gonn.ir/?p=6