یکشنبه, 16 مرداد 1390 ساعت 06:34

شهید حسين نوري

شهيد بزرگوار:   حسين نوري
آغاز:   12/1/1343 روستاي روشناوند ، گناباد
پرواز:   8/3/1365 ، حاج عمران   



شهيدحسين نوري – فرزند اسماعيل و صغري– در تاريخ 12/1/43 در روستاي روشناوند  ديده به جهان گشود .  (1)
چون تولدش مصادف با ماه محرم بود نام او را حسين گذاشتند . دوران كودكي را مانند ديگر كودكان سپري كرد و قبل از مدرسه سوره‌هاي كوچك قرآن را از حفظ مي‌خواند . دوران ابتدايي را در همان زادگاهش سپري نمود ، از نظر درسي خوب بود و معلمين از او راضي بودند . براي ادامه تحصيل به نوقاب رفت .
پس از پيروزي انقلاب ، ازدواج كرد و مدتي بعد وارد سپاه شد . و در قسمت تداركات فعاليت مي‌نمود .
در صحنه ی انقلاب حضور فعالي داشت و همراه مردم در تظاهرات شركت مي‌كرد . همچنين حضور فعالي در دعاي كميل و توسل داشت .
پس از شروع جنگ توسط رژيم بعث عراق ، عازم جبهه شد و در آنجا نيز حضور فعالي داشت . بطوريكه يكي از همرزمان ايشان در اين باره مي‌گويد: « در هرجا كاري بود ، بدون اينكه به او بگويند كه اين كار را بكن آن را انجام مي‌داد و از همه بيشتر فعاليت مي‌كرد و اصلا نگاه نمي‌كرد كه اين كار ايشان است يا نه ، هدفشان فقط رضاي خدا بود و من هر چه از اين مرد ديدم جز خوبي چيز ديگري نبود . »
سرانجام حسين در 8/3/65 در منطقه حاج عمران  شربت شهادت را نوشيد .(3)و پيكر پاكش در گلزار شهداي روشناوند به خاك سپرده شد . (4)
گزيده اي از وصيت نامه شهيد :
 «چيزي كه مرا واداركرد به جبهه بروم  ، لبيك گفتن به امر امام به خاطر دفاع از اسلام بود كه فرمودند : جوانان عزيز به جبهه برويد و هر چه زودتر كار جنگ را تمام كنيد و نيز اين سخن امام حسين (ع) :لا تكن ظالم و لا مظلوم : يعني نه زير بار ظلم برويد و نه بر مظلومي ظلم كن و مي‌دانستم روزي بايد از دنيا برويم و سرانجام ما نيز به خاك رفتن و خاك شدن است . پس چرا اين جان را به جاي اينكه رفته رفته به نابودي بكشد و اين تن را قبل از اينكه بپوسد ، با خداي خود معامله نكنيم.» (2)
روحش شاد






















1. فرم اطلاعات آماري شهيد   *     2. وصيت نامه‌ي شهيد سرگذشت پژوهي      *     3.  فرم اطلاعات آماري شهيد        4. همان  
 

افزودن نظر