یکشنبه, 16 مرداد 1390 ساعت 06:32

شهید مجيد نمازي

شهيد بزرگوار:   مجيد نمازي
آغاز:  15/6/1347 ، تربت حيدريه
پرواز:   3/2/1366 ، بانه



مجيد نمازي – فرزندحسن- در پانزدهمين روز شهريور ماه ،سال1347 در تربت حيدريه ، به دنيا آمد .تحصيلاتش را تا مقطع راهنمايي ادامه داد.(1)
اطلاعات مذهبي خوبي داشت ،محبت وي نسبت به اهل بيت (ع) بسيار زياد بود.بطوريكه در تمام مراسم عزاداري كه برگزار مي‌شد .پيشقدم بود در مجالس و محافل دعا شركت مي‌كرد . نسبت به انجام فرايض بسيار مقيّد بود.اگر به نحوي نماز جماعتش ترك مي‌شد .بسيار ناراحت مي‌شد. بي ريا بودن او در انجام فرائض و كمك به مردم نشانه اخلاص وي بود . زيارت عاشورا را حفظ داشت و خواندن آن را به ديگران توصيه مي‌كرد. از آن جمله ،به پدرش مي‌گفت شما كه خادم امام حسين (ع)هستيد از خواندن زيارت عاشورا غفلت نكنيد. شما اگر معاني اين دعا را بدانيد و از فضيلتهاي آن آگاه باشيد ،لحظه اي آن را ترك نخواهيد كرد.
در اوقات فراغتش به مطالعه و ورزش مي‌پرداخت رابطه اش با معلمان بسيار خوب بود و دانش آموزي درس خوان بود از حس نوع دوستي بسيار خوبي برخوردار بود بطوري كه هر گاه احساس مي‌كرد افراد نياز به كمك دارند به آنها كمك مي‌نمود با همه با محبت رفتار مي‌كرد با بزرگتر‌ها رعايت ادب و نزاكت را مي‌نمود.هيچ گاه باعث ناراحتي اعضاي خانواده نمي‌شد از تواضع و فروتني برخوردار بود .نسبت به رفتار غير منطقي حساسيت عجيبي داشت در مقابل برخي از افراد كه برخلاف عقايد او رفتار مي‌كردند مي‌ايستاد و با بعضي ديگر با عطوفت و مهرباني رفتار مي‌كرد و با نصايح خويش آنان را ارشاد و راهنمايي مي‌كرد با بينشي كه داشت با مطالب ناروا كه مخالف ارزشهاي اسلامي بود و با برخي كه مصلحت مي‌ديد.پرخاش مي‌نمود تسليم محض دستورات امام (ره) بود و در محافل و مجالس سياسي و اجتماعي حضور داشت .
براي حفظ ارزشها و آرمانهاي انقلاب اسلامي در بيست و دوم آبانماه سال 1361 براي اولين بار در حاليكه هنوز 14 سال سن داشت ،عازم جبهه نبرد  شد. او 7 مرتبه به جبهه اعزام شد و جمعاً 375 روز در جبهه حضور پيدا كرده بود. سر انجام در سوم ارديبهشت ماه سال 66 با شركت در عمليات كربلاي 10 در منطقه بانه ،قلبش هدف تير دشمنان قرار گرفت و به فيض عظيم شهادت نايل شد.(2)
پيكر پاكش را در بهشت قاسم شهرستان گناباد به خاك سپردند.(3)
خاطره (مادر شهيد)
از همرزمانش شنيديم كه در كربلاي 4 مجيد از ناحيه سر و بدنش تركش خورده بود.صبح بود، لباسهايش خيس بود و از داخل آب بيرون مي‌آمد ، دكتر آمد كه او را معالجه كند ، مجيد گفت: اجازه بدهيد نماز صبح را بخوانم بعد معالجه كنيد. نمازش را خواند و بعد دكتر به معالجه وي پرداخت.

















1.  فرم اطلاعات آماري شناشنامه اي   * 2. همان *  3. همان
 

افزودن نظر