یکشنبه, 16 مرداد 1390 ساعت 06:30

شهید محمد نقوي مقدم

شهيد بزرگوار:   محمد نقوي مقدم
آغاز: 8/3/1340 ، گناباد
پروا ز: 21/11/1364 ، اروند رود



محمد نقوي مقدم ، فرزند حسين ، در هشتم خردادماه سال 40 ، در خانواده اي متوسط و متدين در شهرستان گناباد ، ديده به جهان گشود. در سن 7 سالگي راهي مدرسه شهيد هاشمي نژاد ( همت سابق) گرديد. رابطه ی او با معلمانش بسيار خوب بود و آنها نيز از وي رضايت كامل داشتند. پس از طي دوران ابتدايي وارد مدرسه راهنمايي ابن سينا شد. پس از گذراندن اين دوره و شركت در امتحان ورودي هنرستان به اين مكان علم و هنر راه يافت . به دليل اينكه پدرش عارضه قلبي داشت براي تهيه مخارج خانواده به كار درب و پنجره سازي مشغول شد. در رشته اتومكانيك به طور شبانه كسب علم و هنر مي‌كرد. او نسبت به كار و رشته خود علاقه خاصي نشان مي‌داد تا اينكه در سال تحصيلي 58 ، 59 موفق به اخذ ديپلم از هنرستان شهيد عباسپور گرديد.(1)
از سنين كودكي به مسائل عبادي علاقمند بود. وضو مي‌گرفت و همراه پدرش نماز مي‌خواند. هر هفته در نماز جمعه شركت مي‌كرد. به نماز اول وقت خيلي اهميت مي‌داد. از همان خردسالي به همراه ديگر دوستان خود همه ساله ايام عاشورا و اربعين عزاداري مي‌كرد و در پايه گذاري هيأت عزاداري علي اكبر  امام حسين (ع)نقش فعالي داشت. مادر شهيد مي‌گويد:« شبهاي دوشنبه ، چهارشنبه و جمعه دعاي توسل وكميل را با تواضع وگريه بسيار مي‌خواند. شبها ابتدا غسل مي‌كردوسپس نماز شب مي‌خواند وقرآن را با صوت بسيارزيبايي تلاوت مي‌كرد. در برابر مشكلات صبور بود و به ديگران روحيه مي‌داد.مي گفت:« مقدّرات است اميد به خدا داشته باشيد . » از مهمترين خصوصيات اخلاقي او صداقت ، اخلاص ، تواضع ، وقت شناسي ، بود. او هميشه راستگويي را سرلوحه زندگي  خود قرار داده بود.
با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي و پس از شنيدن فرمان امام (ره) مبني بر تشكيل بسيج و شروع فعاليت پايگاههاي مردمي به عنوان يكي از بنيانگذاران پايگاه شهيد مهريار فعاليت خود را آغاز وپس از مدتي مسئوليت اين پايگاه را بر عهده گرفت. به جهت رفتار و عمل صادقانه اي كه داشت از طرف اهالي به عضويت شورا‌ي اسلامي محل ، انتخاب گرديد . با كوشش فراوان كتابخانه اي تشكيل داد وبه نام شهيد خواجه نام گذاري كرد.  (2)
در خردادماه سال 61 به خدمت سربازي اعزام شد وپس از هفت ماه خدمت به علت كفالت مادر و برادرانش از ادامه خدمت معاف گرديد. بزرگترين آرزويش خدمت به مردم به خصوص روستاييان بود. به همين دليل در تاريخ 9/11/62  وارد جهاد سازندگي شد. با صبر و استقامت به هر نحو كه بود با مادر و برادرانش كه محصل بودند روزگار مي‌گذراند و بارها مي‌گفت: «انسان نبايد پايبند دنيا  وگرفتن حقوق بيشتر باشد.»  
در سال 1363 در سن بيست و سه سالگي ازدواج كرد. دليل انتخاب او حجاب ، تقوي و تدين همسرش (دختر دايي اش) بود.
با شروع تجاوز دشمن به خاك ميهن اسلامي و علي‌رغم مشكلات خانوادگي در سال 62 به اهواز اعزام و ضمن ديدن آموزش رزمي آبي ، خاكي ، پل سازي، بلافاصله در عمليات پيروزمند خيبر شركت كرد و با سلامتي برگشت، سپس در سال 63 با ديدن آموزش تكميلي در عمليات بدر شركت كرد و دچار موج گرفتگي شد، به هيچ عنوان اين مجروحيت را براي خانواده اش اظهار نكرد.(3)
در تاريخ 5/11/64 ، در اعزام مهندسي رزمي جهاد شركت كرد وبراي آخرين بار عازم جبهه شد ودر عمليات الفجر 8 شركت نمود.(4)
در عمليات والفجر 8 ، كارش نصب پل شناور بود وعمليات تا صبح ادامه داشت . موقع ظهر بر روي قطعه اي از پل نشسته ومشغول غذا خوردن بود ناگهان هواپيماهاي دشمن ظاهر شدند وشروع به راكت ريزي كردندكه يكي از راكت‌ها بين رزمندگان اصابت كرد ومحمد هم در بين آنها بود و بر اثر شدت خونريزي از قفسه سينه وپا پس از چند لحظه در تاريخ 21/11/64 ، به شهادت رسيد.(5) پيكر پاكش را پس از تشييع جنازه اي با شكوه  در بهشت قاسم گناباد به خاك سپردند.




1. نقوي مقدم ، فاطمه ، سرگذشت پژوهي ، ص4    *   2. نقوي مقدم ، طاهره ، سرگذشت پژوهي ، ص16  *  3 . همان
4. نقوي مقدم ، فاطمه ، سرگذشت پژوهي ، ص12و18   *  5 . چوبداري ، غلامرضا ، سرگذشت پژوهي ، ص23
 

افزودن نظر