شهيد بزرگوار: حسنقلي مرتضوي نيا
آغاز: 8/3/1338 ، چاه نمك قائنات
پرواز: 8/12/1362 ، جزيره مجنون
حسنقلي مرتضوي نيا ، فرزند محمد ، در هشتمين روز خرداد سال 1338 ، در چاه نمك از توابع شهرستان قائنات، متولد شد. پدرش به كار كشاورزي و دامداري مشغول بود وبه لحاظ مالي زندگي سختي را ميگذراندند.(1)
تحصيلات ابتدايي اش را در زادگاهش سپري كردو بعد از آن براي ادامه تحصيل راهي بيدخت شد ودر مدرسه شهيد رجايي آنجا ، مشغول به تحصيل شد. او تحصيلاتش تا اخذ ديپلم فني در رشته ی الكترونيك ادامه داد. از همكلاسي هايش حسن نقره بود كه ايشان نيز در جريان هشت سال دفاع مقدس به شهادت رسيد.
از همان كودكي آداب اسلامي را رعايت ميكرد وبه نماز وطاعت خداوند ميپرداخت . ارادت خاصي به ائمه اطهار و علاقه ی شديدي به دو بزرگ بانوي اسلام ، حضرت فاطمه و زينب (س) داشت. در ماه محرم نوحه ميخواند و سعي ميكرد درمجالس مذهبي شركت كند. خوش رفتار بود و محبوبيت و جذابيت خاصي در بين مردم داشت. در زمانهايي كه پدرش در خانه حضور نداشت، مثل يك پدر ، به برادر و خواهر هايش رسيدگي ميكرد. بسيار فعال بود و اوقات فراغتش را با كمك به پدر ، پرداختن به ورزش ، تلاوت قرآن و مطالعه نهج البلاغه ، تأليفات امام خميني (ره) وشهيد مطهري ميگذراند و به دليل علاقه ی شديد به مطالعه كتابهاي ديني گاهي تا صبح به اين امر مشغول بود.
سالهاي قبل ازانقلاب به پخش اعلاميههاي حضرت امام (ره) وآشنا كردن مردم با شخصيتشان ميپرداخت و نقش به سزايي در مبارزه با طاغوت وراهنمايي مردم بر عليه رژيم ستمشاهي در بيدخت ايفا كرد.
پس از رسيدن به سن جواني ، به خدمت سربازي اعزام شد. دوره آموزشي را در بيرجند ودوره خدمت را در سومار گذراند وپس از آن رسماً به استخدام سپاه درآمد وبا شروع جنگ ، به فرمان امام (ره) راهي جبهه گرديد. در مجموع چهار دفعه به جبهه اعزام شد. دو مرتبه همزمان با دوره سربازي اش و دو مرتبه موقع حضورش در سپاه بود.در يكي از عزيمت هايش به جبهه به خاطر اصابت تركش ، دچار مجروحيت ودر بيمارستان قائم مشهد بستري شد. پس از سه هفته به گناباد برگشت. در اين زمان با دختر عمويش ازدواج كرد، ثمره زندگي مشترك هشت ماهه اش، يك فرزند پسر به نام عليرضا ميباشد.
با حضور در جبهه ، متحول شده بود و همواره آرزوي جبهه و شهادت داشت. به پدرش ميگفت:« پدر جان! شما دعا كنيد كه من بروم به جبهه و شهيد شوم كه كربلا همين جبهه است ، مكه همين جبهه است ، زن همين جبهه است.»
سرانجام در هشتم اسفند ماه سال 62 به آرزويش رسيد ودر عمليات خيبر در جزيره مجنون جام شهادت را سركشيد و پيكر پاكش مفقود ماند. (2) در تير ماه 84 مصادف با شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) روحش را تشييع نمودند و در بهشت قاسم گناباد برايش يادبودي ساختند.
برگزيدهاي از وصيت نامه شهيد:
عزيزان ميدانيدكه سخن دل را نميتوان با قلم نگاشت، آن هم در شرايطي كه خودم را در كربلاي مكان و عاشوراي زمان ميبينم ، اما چه كنم كه ميخواهم كه با شما و همه مظلومان تاريخ ، مستضعفان جان و حزب ا... مظلوم درد دل كنم . به ناچار با قلم ناتوان و شكسته ام مينويسم . اي پدران و مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيري كنيد كه فردا در محضر خدا جواب مادران شهدا و زينب (س) كه تحمل هفتاد و دو تن شهيد را نموده، نميتوانيد بدهيد وَ اي مادران شهدا، مژده باد شما را كه در آخرت، در مقابل فاطمه (س) روسفيد و سربلند خواهيد بود. (3)
1. فرم اطلاعات آماري * 2. همان * 3. وصيت نامه شهيد