شنبه, 15 مرداد 1390 ساعت 10:39

شهید رحمان لطفي فخرآباد

گرت  زدست   برآيد  مراد  خاطر  ما
    بدست باش،كه خيري به جاي خويشتن است

شهيد بزرگوار:   رحمان لطفي فخرآباد
آغاز:      1/ 6/1341 ، روستاي فخرآباد بجستان
پرواز:    9/12/1360 ، دارالخوين

سرباز شهيد ، رحمان لطفي – فرزند علي اكبر وفاطمه – در شهريور ماه 1341 در خانواده‌اي مؤمن، در فخرآباد بجستان ، پا به عرصه ی هستي نهاد. پدرش با كشاورزي و دامداري وگاه با اشتغال به كار بنايي ، سعي در فراهم آوردن زندگي نسبتاً راحتي براي خانواده داشت. رحمان كودكي بيش نبود اما مردانه در كارهاي كشاورزي ودامداري به پدر كمك مي‌كرد. او تا سال سوم ابتدايي به مدرسه رفت وپس از آن به سبب مشكلات اقتصادي ناچار به ترك تحصيل گرديد.
علاقه فراواني به هنرهاي نقاشي و قالي بافي داشت. گاهي به تعمير وسايل برقي مشغول بود يا به ورزش مورد علاقه اش ، فوتبال ، مي‌پرداخت. به هر حال از بيكاري ، بيزاري مي‌جست.
روحيه اش در رويارويي با مشكلات ، محكم و بي نظير بود. صبوري نشان مي‌داد و در هيچ كاري نا اميد نمي‌شد؛ حتي ديگران را نيز در رفع مشكلاتشان ياري مي‌رساند. او از زورگويان نظام ارباب رعيتي حاكم بر روستايشان به شدت متنفر بود.
با روحانيت رابطه نزديكي داشت وبه ائمه اطهار (ع) عشق مي‌ورزيد. پدرش مي‌گويد: ( زمان جنگ هر موقع مي‌خواست به مرخصي برود ، اول به مشهد مي‌رفت وحضرت رضا (ع) را زيارت مي‌كرد و هنگام برگشتن هم به زيارت ايشان مي‌رفت. ) رحمان در سن 18 سالگي به خدمت سربازي مشغول وسپس درجبهه حضور يافت. پيش از آن در بسيج وسپاه فعاليت مي‌كردو مردم را به دفاع وجبهه ترغيب مي‌كرد. براي كشيك شبانه ، در پايگاه مقاومت محل به سر مي‌برد وهمواره در تظاهرات وسخنراني‌هاي پس از انقلاب ، حضور مي‌يافت. اعتقاد راسخي به ولايت داشت. به خاطر علاقه قلبي اش به حضرت امام (ره) همواره عكس ايشان همراهش بود. مسئوليت هايش در دوران خدمت و در جبهه ، به ترتيب نگهباني و ديده باني بود. او در سن نوزده سالگي ، در اثر اصابت تركش به ناحيه ی پيشاني ، به فيض شهادت رسيد. پيكر مطهرش ، در گلزار شهداي زادگاهش آرميده است.
 

افزودن نظر