سه شنبه, 04 خرداد 1389 ساعت 13:01

شيخ سيدابوالحسن اصفهاني طي‌الارض كردن بهلول را تأييد كرد

ارسال شده توسط سهیلا کریم
امتیاز این مطلب
(0 آراء)

بهلولحسين عربي، استاد گروه معارف دانشگاه سمنان مي‌گويد: شيخ سيدابوالحسن اصفهاني طي‌الارض كردن بهلول را تأييد كرد.





به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگی و مذهبی شهرستان گناباد به نقل از فارس ؛  محمدتقي بهلول فرزند شيخ نظام‌الدين 120 سال پيش در شهر گناباد چشم به جهان گشود و پدر بزرگوار ايشان مجتهد گناباد بود.
شيخ بهلول بعد از مبارزات فراوان با رژيم ستم‌شاهي و ترويج فريضه امر به معروف و نهي از منكر در 1320 ميلادي درگذشت.
به مناسبت سالگرد تولد اين شيخ بزرگوار گفت‌وگويي با حسين عربي، استاد گروه معارف دانشگاه سمنان انجام داده‌ايم كه از نظرتان مي‌گذرد.

فارس: به نظر شما چرا به اين بزرگوار لقب بهلول داده شده است؟
عربي: در زمان هارون‌الرشيد، خليفه عباسي شخصي به نام بهلول زندگي مي‌كرد كه به وي مجنون لقب مي‌دادند؛ در حالي كه او عاقل بود و در مناظره‌هاي علمي شركت مي‌كرد اما براي در امان ماندن از ناداني‌هاي مردم آن زمان و حكومت، خود را به ديوانگي مي‌زد.
مرحوم محمدتقي هم به واسطه كارهاي عجيبش به اين لقب مشهور بود.

فارس: برخي از كارهاي عجيب وي را نام مي‌بريد؟
عربي: ايشان اكثر ايام روزه بودند و در طول روز بيش از يك وعده غذا نمي‌خوردند. چون به مبارزات سياسي عليه حكومت مي‌پرداختند براي در امان ماندن خانواده‌اش از زنش به صورت توافقي جدا مي‌شود و او را به همسري شخص با ايمان درمي‌آورد.
در كودكي براي اهل محل به منبر مي‌رفت و پس از آن به بازي مشغول مي‌شد به همين دليل او را ديوانه مي‌خواندند.
از ديگر عجايب ايشان حافظه بسيار قوي او بود، به طوري كه با تلاش‌هاي فراوان توانست در مدت دو سال با آموزش‌هاي بي‌دريغ و دلسوزانه خاله پدرش در هفت سالگي حافظ كل قرآن شود.
البته ايشان به واسطه ويژگي‌هاي ارزشمندي كه داشتند منكر كرامت طي‌الارض وي مي‌شدند كه برخي از علما به نقل از شيخ سيدابوالحسن اصفهاني درستي اين قضيه را اثبات كردند.
همچنين در تمام عمرش سابقه ترك روضه سيدالشدا (ع) در روز جمعه را نداشت هر چند در منزلش براي روضه‌خواني شخصي به جز او و استادش ميرزا احمد سيبوي نبود.

 

فارس: شخصيت ايشان چگونه بود؟
عربي: ايشان عالمي مبارزه‌طلب بودند و تمام دغدغه وي حل مشكلات مردم بود.
از 16 سالگي عليه اقدامات نادرست شاهنشاهي مبارزه مي‌كردند، به طوري كه در واقعه كشف حجاب در زمان رضاشاه با گروه ديگري از علما در مسجد گوهرشاد تحصن كردند كه بعد از درگيري ماموران حكومتي با مردم و كشتار آنها شيخ بهلول به افغانستان مي‌روند و در مدت 36 سال در خارج از كشور بودند. وي در تمام طول عمر خود همواره به دنبال اجراي فريضه امر به معروف و نهي از منكر به سفارش استاد و مرجع تقليدش سيدابوالحسن اصفهاني در مدت تحصيلش نزذ ايشان در نجف بود.
بنابراين مي‌توان گفت كه شخصيتي اجتماعي، سياسي وعرفاني داشت.

فارس: چرا شخصيت ايشان در ايران و خارج از كشور زياد شناخته شده نيست؟
عربي: او همواره در سفر بود و مسكن معيني در هيچ جا نداشتند. دائما شهر به شهر حتي در خارج از كشور براي ديدار با علما و امر به معروف و نهي از منكر سفر مي‌كردند و عادت نداشتند كه در شهري براي مدت طولاني ساكن شوند و تعدادي مريد و شاگرد براي خود پيدا كنند و در واقع وي به دنبال شهرت نبود.

فارس: ويژگي‌هاي اصلي وي چه بود؟
عربي: وي عالمي مبارزه‌طلب، شجاع، بسيار ساده‌زيست و بي‌تعلق خاطر به اين دنيا بود.
او يك مبارز روشنفكر و در كمك به فقرا پيش‌قدم بود. به نظر من مهم‌ترين ويژگي او كه بايد براي همه به خصوص علما الگو قرار گيرد، همين مبارزه‌جويي‌هاي او و نهراسيدن از مشكلات اين راه است.
همين ارزش‌هاي وجودي او سبب عنايت ويژه رهبري به ايشان مي‌شد، همچنين ايشان حافظ كل قرآن و دعاي ابوحمزه ثمالي بود كه عرفا معتقدند آموختن اين دعا در واقع آموختن يك دوره كامل عرفان است.
علاوه بر اين، ايشان در حدود 200هزار بيت شعر دارند كه اين هم از طبع سخنوري ساكنان خراسان و شبيه به وزن اشعار شاهنامه است.

فارس: برخي از مردم وي را جز صوفي‌ها به حساب مي‌آورند، آيا اين حرف درست است؟
عربي: همان طور كه گفته شد، وي در منطقه گناباد متولد شده بود. مردم گناباد خراسان اكثرا صوفي بودند اما مرحوم شيخ بهلول در كنار قبول داشتن برخي از اعتقادات آنها كه منافاتي با اسلام نداشت، در مساجد گناباد منبر مي‌رفت و از برخي افكار نادرست آنها به شدت انتقاد مي‌كرد به صورتي كه صوفي‌هاي آن منطقه قصد جانش را مي‌كنند و او مجبور به فرار از آنجا به سبزوار مي‌شود.

فارس: آيا واقا وي مجتهد و مسلط به زبان عربي بود؟
عربي: وي بعد از تحصيل در سبزوار به نجف اشرف مي‌رود و در نزد علمايي همچون آيت‌الله مرعشي و شيخ ابوالحسن اصفهاني به ادامه تحصيل مي‌پردازد.
سندي كه دلالت بر درجه اجتهاد او باشد، وجود ندارد اما همواره شيخ اصفهاني تاكيد داشتند كه مقام و آگاهي وي به ميزان يك مجتهد است.
البته ايشان به زبان عربي كاملا مسلط بودند.
شيخ ابوالحسن اصفهاني مرجع تقليد شيعيان آن زمان بودند كه به مرحوم شيخ بهلول امر مي‌كنند كه اگر مقلد من هستي، براي برپا داشتن امر به معروف و نهي از منكر به ايران بازگرد و ايشان از همان لحظه در اين امر اهتمام كامل مي‌ورزد.

 

 

افزودن نظر